خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۶۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوست می دارم خمارِ چشم مستشو آن نگار و نقش بر سیمینه دستش
۲
از کجا گویم که از سر تا به پایشدر نکویی هر چه بتوان گفت هستش
۳
سرو را با آن بلندی غیرت آیداز قیامت کردنِ بالایِ پستش
۴
گر نموداری به چین افتد ز رویشقبله سازد مردمِ صورت پرستش
صفحهٔ ۱ از ۲