شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۶۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نمی زنم نفسی تا نمی کنم یادشکه بختِ نیک به هر حال هم نشین بادش
۲
گشاده خاطر وز اندیشه فارغ آن روزمکه تازه روی ببینم به خواب دل شادش
۳
دمی ز چشمِ پرآبم نرفت و می دانمکه یادِ من به زبان نیز در نیفتادش
۴
مرا ز خاکِ درش گردشِ فلک بربودچو پشّه یی که به عالم برون برد بادش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth