خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۷۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل از گردش ایام مخالف مخروشبا قضایی که ز تدبیر برون است مکوش
۲
غم بگذشته و اندیشه ی آینده هباستحال دریاب و مخور بیهُده اندوه می نوش
۳
دوش بگذشت و مبر رنج که نو باز آرینتوان ساختن امروز ز سرمایه ی دوش
۴
من اگر می نخورم ور بخورم هر دو یکی ستبا من شیفته نه عقل بماندست و نه هوش
صفحهٔ ۱ از ۳