خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۷۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن موی بریده بر بنا گوشکشته ست مرا و کرده مدهوش
۲
نغزت برِ روی و غمزه و چشمخوبست سرِ دست و بازو و دوش
۳
گر می خواهی که عالمی خلقزان زلف کنند حلقه در گوش
۴
مِعجر بنه از سر و کله داردُرّاعه بیفکن و قبا پوش
صفحهٔ ۱ از ۴