خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۷۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای زلف تو تکیه کرده بر گوشوی جعد تو حلقه گشته بر دوش
۲
ای کرده تنم ز عشق مفتونوی کرده ولم ز رنج مدهوش
۳
چون رزم کنی و بزم سازیای لاله رخ سمن بنا گوش
۴
گویند ترا مه قدح گیرخوانند تورا بت زره پوش
صفحهٔ ۱ از ۳