خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۷۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بوی بهار می دهد باد صبا ز هر طرفسبزه دمید عیش کن ساغر می منه ز کف
۲
موسم تاب خانه رفت از پی گل به باغ روبر لب جویبار بر شیشه ی می ز طاق و رف
۳
پیش که سر نهی به گل باده بخور به پای گلگر ز جهود بایدت کرد یکی به ده سلف
۴
دامن دوستان مده گر برود سرت ز دستبخت مران چو من ز در عمر مکن چو من تلف
صفحهٔ ۱ از ۲