خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۷۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مدعیان می نهند پای برون از گزافبی خبران می زنند از حرم عشق لاف
۲
آری از آنجا که اوست هیچ دگر نیست دوستما و خرابات و می حاج و منا و طواف
۳
عین حیات است عشق غرق در آن عین شودر سخن می فشان چون قلم از شین و قاف
۴
بیش مباش ای پسر طالب درمان دلدردی دل آمده است داروی دلهای صاف
صفحهٔ ۱ از ۳