خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۷۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای پسر ار بگذری سوی خرابات عشقکشف شود بر دلت سر کرامات عشق
۲
جام می بیخودی تا نکشی باخودیمست شوی گم شود ذات تو در ذات عشق
۳
دیده ی خفاش را طاقت خورشید نیستبر تو کفایت بود پرتو ذرات عشق
۴
عقل تو جزوی بگشت لاف مزن بیش از اینحل نکندعقل تو جزو کمالات عشق
صفحهٔ ۱ از ۳