خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۷۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه بی تو طاقتِ صبر و نه با تو رویِ وصالترا ز من چو مرا از جهان گرفت ملال
۲
سمومِ هجر تو دود از دلم برآوردیاگر نه بویِ تو می بُرد می ز بادِ شمال
۳
رقیب راست گمان می برد که پنداردکه در کنارِ منی روز و شب ولی به خیال
۴
چو بر تو شیفته تر می شوم ز غایتِ شوقتو هم فریفته تر می شوی به حسن و جمال
صفحهٔ ۱ از ۳