شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۷۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر برون آیی و برقع بگشایی ز جمالاز تو گیرند قیامت همه خلق استدلال
۲
گر نهی بر رهِ اسلام ز زلفت دامیعالمی خلق در افتند چو کافر به ضلال
۳
بر فشان عطفِ عرق چین و بهل تا گیردنفسِ روحِ خدا رایحۀ بادِ شمال
۴
از تو عشّاق یکی جان نبرند ار تو توییخو مگر باز کند غمزۀ مستت ز قتال
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth