خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۷۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرِ پیوند ندارد صنمِ مهر گسلخود دلش داد که بَرکند چنین از ما دل
۲
دوست نادیده و نا کرده وداعی با اورفتنم واقعهای مشکل و بودن مشکل
۳
چون روم چون سپرم راه چه تدبیر کنمخاطرم قیدِ مُقام است و قضا مستعجل
۴
خاکِ ره گل کنم از گریه و ترسم که شومخجل از صحبتِ اصحاب و بمانم در گل
صفحهٔ ۱ از ۳