شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۷۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا چو مست روان کرده بوده اند از اوّلهنوز مستم و ثابت قدم نه مستِ مُزلزل
۲
چنین مداومتم بر مدام دست ندادیگرم به دست نبودی زمامِ مخرج و مدخل
۳
غبارِغم به می از رویِ روزگار توان بردکه زنگ از آینه نتوان زدود جز که به صیقل
۴
مرا چو وحش نباید به کوه و دشت دویدناگر قضا نکند چشمِ آهوانه مکحَّل
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth