شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۸۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نمی شود به حیل با تو در کمر دستممگر که چون کمرت پر شود به زر دستم
۲
نه زر که در قدمت ریزم و نه بازویِ آنکه زور پنجه بود بر تو از زبر دستم
۳
به فقرِ من منگر یک نظر به حالم کنکه خاک زر شود از دولتِ تو در دستم
۴
به افتخار نهد سر زمانه بر پایماگر رسد به سرِ زلفت ای پسر دستم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth