شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۸۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یک امشبی که به خدمت به باده بنشستممکن به بی ادبی سرزنش که بس مستم
۲
اگر اشارتِ بوسی کنم مکن منعموگر به حلقۀ زلفت برم مبر دستم
۳
تو بس غریب نوازی اگر نه باده به دستمرا چه زهره که هم زانوی تو بنشستم
۴
نه حّدِ مرتبۀ هم چو من ضعیفی بودکه دل به چون تو حریفی شگرف در بستم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth