خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۸۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترا نادیده مهرت بر گرفتمبه خود سر با تو کاری در گرفتم
۲
مرا از وصلِ تو خیری نصیب استبه فالِ فرّخ این اختر گرفتم
۳
دعا گفتم، زمین بوسیدم اوّلبه یادت هر کجا ساغر گرفتم
۴
به بویِ نافۀ زلفت صبا راقدم از دیده در گوهر گرفتم
صفحهٔ ۱ از ۲