خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۸۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبِ وداع که جانانه را کنار گرفتمبه بر گرفته میانش ازو کنار گرفتم
۲
سرم ز بادۀ دوشینه مست بود ولیکنهمین که روز شد از هجرِ او خمار گرفتم
۳
شبی چو دوش و چو امشب شبِ بهشت و جهنّمز روزگار هنوز امشب اعتبار گرفتم
۴
تو آن مبین که شبی بهره از مشاهدۀ اوپس از مجاهدۀ چند روزگار گرفتم
صفحهٔ ۱ از ۲