خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۸۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دگر باره پیرانه سر درفتادمبه چنگالِ شوخی دگر درفتادم
۲
گذر بر صراطِ رهِ عشق کردمبلغزید پایم ز سر در فتادم
۳
ز بس کآرزومند بودم به شیرینز بی طاقتی با شکر درفتادم
۴
ملامت مکن گو مشنِّع ز خوبانحذر کن که من معتبر درفتادم
صفحهٔ ۱ از ۲