شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۸۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چندان که در سلوک ز خود پیش تر شدمهر بار زنده باز به جانی دگر شدم
۲
چون بازِ چشم دوخته بودم به دستِ شاهخوش خوش به روشنایی او دیده ور شدم
۳
از تنگنایِ هستیِ خود چون مجال نیستتا پادشه نزول کند من به در شدم
۴
خود هیچ کس نگفت که آخر مگر کسیدر پرده دیده ام که چنین پرده در شدم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth