شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۸۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا که از تو میسّر نمی شود یک دمدمی که بی تو برآید نه دم بود که ندم
۲
خلاصه هر دم وقت است از حیات بلیدمی که بی تو رود آن نه دم بود که عدم
۳
من آن نی ام که خلافِ محبّتِ تو کنماگر سرم برود در سرِ ثباتِ قدم
۴
من از تو راحت و شادی طمع نمی دارمکه دوستی همه سرمایۀ غم است و الم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth