خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۸۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل ندارم که ز رویِ تو شکیبا باشمچون کنم چند چنین بی دل و تنها باشم
۲
بی دلاناند که از دوست ندارند شکیببه همه وجه اگر باشم از آنها باشم
۳
همه شب در طلبِ وصلِ تو چون خامْ طمعبا دلی سوخته در پختنِ سودا باشم
۴
یاربم طاقتِ خورشیدِ جمالت باشدتا زمانی نگران در تو چو حربا باشم
صفحهٔ ۱ از ۳