خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۸۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه روی و رهی که با تو باشمنه سیم و زری که بر تو پاشم
۲
اعجوبه ی روزگار ماییممن خود به تعجبات فاشم
۳
باشد که به هیچ وجه آیاشایسته ی خدمت تو باشم؟
۴
رد کرده ی جمله ی جهانمآیا ز کدام خیل تاشم؟
صفحهٔ ۱ از ۳