خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۸۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به اختیار ز روی تو بر ندارم چشمبدین قرار ز روی تو برندارم چشم
۲
رقیبِ کویِ تو گر دیده های من بخلدبه نوکِ خار ز روی تو برندارم چشم
۳
دمی ز چشم خیالت نمی رود چه عجبگر آشکار ز روی تو برندارم چشم
۴
وگر به دار برآرند هم چو حلّاجمفراز دار ز روی تو برندارم چشم
صفحهٔ ۱ از ۳