شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۸۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در انتظار وصال تو عمر می گذرانمقرار عهد بر این بود و من هنوز برآنم
۲
چه روزگار به سر برگذشت و عمر به سر شدکه من ز دست تو بر سرزنان و جامه درانم
۳
تو فارغ از من و من از پی قدوم وصولتدو دیده بر سر ره مانده هم چو منتظرانم
۴
اگر چه در نظر صورتم به شکل نیاییولی به چشم ملاقات معنوی نگرانم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth