شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۸۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من اگر مست خرابم چه کنم مست توامخطر از نیستیم نیست اگر هست توم
۲
توبه خود کرده ای از روز الستم گستاخجرعه ی جام بلی خوردم از آن مست توم
۳
صید دیرینه ی عشقم ز پس پنجه سالنیست ممکن که رهایی بود از شست توم
۴
گر نداری سر من وای من و چشم امیددست من گیر که دیرست که بر دست توم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth