خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۸۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مکن ملامت اگر شهر بند کوی توامبیا که جان به لب آمد در آرزوی توام
۲
کهای کوی توام من که و محبت توسگ سگان سگان سگان کوی توام
۳
در آرزوی دمی ام به خواب و بیداریکه دیده باز نشود یک نفس به روی توام
۴
مرا چه میل به تو یا چه اتصال به توکمند عشق چنین می کشد به سوی توام
صفحهٔ ۱ از ۲