خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۸۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فرو شده است به گل باز تا کمر پایمبر آر عقل بیا گو از ین خطر پایم
۲
از این وحل به حیل نیست روی استخلاصکمند زلف تو هم برکشد مگر پایم
۳
خوش است عالم آشفتگی دریغ که نیستسلاسل سر زلفت نهاده بر پایم
۴
به هر کجا که قدم می نهم مگر گوییبه زیر آتش تیزست وز زبر پایم
صفحهٔ ۱ از ۳