شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۹۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر چه در هستی ما هست چنان در بازیمکه اگر سوزن با ما بود آن در بازیم
۲
در وفا تا بتوانیم چه تقصیر کنیمبا تو ما را به دل آن است که جان در بازیم
۳
جانِ جانی تو اگر جان نبود جانان هستاصلِ سرمایه توی سود و زیان در بازیم
۴
چون که پیدات نهان است و نهانت پیداشرط آن است که پیدا و نهان در بازیم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth