شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۹۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مست و لایعقل و دردی کش و خم پردازیمرند و شوریده و دیوانه و شاهد بازیم
۲
شهر بی‌فتنه نباشد زِچو ما شیفتگانکه بتی می‌شکنیم و دگری می‌سازیم
۳
زاهدان را به چه زادند و چه می‌پروردندتا به ایشان زِمیانِ دل و جان پردازیم
۴
عقل زاید شد و مستغرقِ اوییم چنانکه دگر با خود و با عقل نمی‌پردازیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth