خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۹۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عیش ما داریم کز شادی و شیون فارغیمکار ما رانیم چون از کار کردن فارغیم
۲
راست چون سرویم آزاد و مجرّد لاجرمهم ز بستان ایمنیم و هم ز بهمن فارغیم
۳
خواه گو آرام گیر و خواه گو بدرام باشهر چه هست از گردشِ گردونِ توسن فارغیم
۴
گردن از بارِ سرِ ما جور بر جان مینهادما سر اندر باختیم از ننگِ گردن فارغیم
صفحهٔ ۱ از ۳