شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۹۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آخر بمردم از غمت ای زندگانیمدریاب اگر نه درد و دریغا جوانیم
۲
هیچ از خدا نترسی و رحمت نمی‌کنیبر عاجزی و بی‌کسی و ناتوانیم
۳
هرگز نهایتی نکند سر گرانیتهرگز به غایتی نرسد مهربانیم
۴
سر برنگیرم از پسِ در گرز پیشِ خودهم‌چون سگ از مقابلِ مسجد برانیم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth