خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۹۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقی فدای جان تو بادا هزار جانبر نیم جان تشنه ی ما زن بیار جان
۲
مستغرق محیط خیالیم و کس نبردزین بحر جز به کشتی می برکنار جان
۳
یار آن بود که چون دم اخلاص زد به صدقدر دوستی دریغ ندارد ز یار جان
۴
خود مستعد بود به وفا هم چو یار دوستخود معتقد کند چو در افتد نثار جان
صفحهٔ ۱ از ۲