شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۹۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بحر عشق است این و در وی موج بیم و جانگرنداری ترک جان باری سر خود گیر هان
۲
عاشقان در قلزم عشقند و کشتی بر کنارتا که را بیرون برد موج هدایت از میان
۳
طاقت موجی ندارد بد دل و از بس غروردر دماغ افکنده چندان باد همچون بادبان
۴
دوستانش خوار بنمایند خود را و حقیرراز خود دارند از کوته نظر دایم نهان
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth