خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۹۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر هیچ عشقت از در ناگه در آید ای جانوز من مرا به یک ره اندر باید ای جان
۲
دست مراد بردم خود با عدم سپردمرفتن به راه وحدت با خود نشاید ای جان
۳
گه گه چه باشد آخر گر صیقلی به رحمتزآیینه ی وجودم زنگی زداید ای جان
۴
بنواز جان ما را یک ره به لطف شیرینور نیز تلخ گویی جان می فزاید ای جان
صفحهٔ ۱ از ۲