شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۹۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای آرزوی جانم در پای تو افتادنجان بر تو فدا کردن سر پیش تو بنهادن
۲
بر بوی وصال تو جاوید شوم زندهگر دست دهد روزی در پای تو جان دادن
۳
گفتم مگرم روزی بنوازی و دریابیخود بخت نمی خواهد با کار من افتادن
۴
هیچ از دل آشفته خوشنود نی ام هرگزتا کی به گران جانی پیش تو بر استادن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth