خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۹۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ضرورت است جدایی ز دل ستان کردنبه خویشتن که تواند وداع جان کردن
۲
مرا قبول نمی باشد ارکسی گویدکه خو زهم دم دیرینه وا توان کردن
۳
چه خوش ترست علی رغم جان دشمن رانظر به روی دل آرای دوستان کردن
۴
عذاب دوزخ اهل دل ار بدانی نیستمگر مفراقت یار مهربان کردن
صفحهٔ ۱ از ۳