خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۹۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای پیک مشتاقان بگو امشب بدان پیمانشکنکز دوستانِ معتقد شوخی مکن دل بر مکن
۲
مجنونِکار افتاده را بندی نه از زنجیرِ زلفیعقوبِمحنت دیده را بویی فرست از پیرهن
۳
با خاطرش ده کای فلان این نیست شرطِ دوستییاران چنینی یاد آورند از مخلصانِ خویشتن
۴
کاهی شدم من احتمال امکان ندارد بیش ازینکوهِغم است ندوهِ او بر خاطرِ این ممتحن
صفحهٔ ۱ از ۲