خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۹۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با پای لطف نگارا به کوی ما گذری کنبه چشم رحم خدا را به سوی ما نظری کن
۲
ببخش بر رخ چون کهربا و اشک چو لعلماز آن دو بُسَّد شیرین نصیبِ ما شکری کن
۳
به غمزه گوی که آخر نصیب بیگنهی دهبه بوسه گوی که آخر دوای بیبصری کن
۴
به غمزهی تو جزین التماس شرط نباشدبه ما چو برنگری گو به ناز وانگری کن
صفحهٔ ۱ از ۲