شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بس شگرفست کار و بار لبتبس عزیزست روزگار لبت
۲
ای بسا جان و دل که چون زلفتبر عم افتند روزبار لبت
۳
بلبم گوییا که باز خوردچشمۀ نوش خوشگوار لبت
۴
سالها شد که مانده ایم دژمهمچو چشم تو در خمار لبت
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth