خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرکه به روی لعل شیرین تو فرمان میدهدجان شیرین از بن سی و دو دندان میدهد
۲
چشم بدمستت به زخم تیغ حاصل میکندهر قراری کان سر زلف پریشان میدهد
۳
شحنهٔ بازار عشقت بیمحابا هر زمانگوشمال عالمی بر دست هجران میدهد
۴
گفت عشقت خون تو من هم بریزم عاقبتراستی را وعدههای خوش فراوان میدهد
صفحهٔ ۱ از ۳