خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۱۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زان شب که با تو دست در آغوش کرده امیکباره ترک صبر و دل و هوش کرده ام
۲
هرچ آن نه عشق تست ببازی گرفته امهرچ آن نه یادتست فراموش کرده ام
۳
در چشم من شدست یکی دانة گهرهر نکته یی که از دهنت گوش کرده ام
۴
خالی شده دماغ من از مستی و خمارزان باده ها که از لب تو نوش کرده ام
صفحهٔ ۱ از ۲