شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۱۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا که زهره نباشد که در رخت نگرمبیا بگو که ز وصل تو بر چگونه خورم؟
۲
بچشم من نرد گردت ار بسی کوشمبگرد تو نرسد چشمم ار بسی نگرم
۳
بدولت غم تو آتش دلم زنده ستز شادی ار چه نماندست آب بر جگرم
۴
شود ز سینۀ من مهر روی تو تاباناگر چو صبح ز دست تو پیرهن بدرم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth