خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۱۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خون دل از دو دیده بدامن همی کشمباری گران نه در خور این تن همی کشم
۲
رخسار من چو کاه و برو دانهای اشکاین کاه و دانه بین که بخرمن همی کشم
۳
افتاده ام چو سایه و چالاک میدومچون سوزنم برهنه و دامن همی کشم
۴
شاید که چون صراحی خونم همی خورندزیرا که سر ندارم و گردن همی کشم
صفحهٔ ۱ از ۳