شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۱۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کجایی ای به دو رُخ آفتابِ دلداری؟چگونه‌ای که نه‌ای هیچ جایْ دیداری؟
۲
بیا و خوی فرا مردمیّ و مردم کنکه هیچ حاصل ناید ز مردم‌آزاری
۳
حکایتِ غمِ دل با تو من چرا گویم؟تو خود ز حالِ من و دل فراغتی داری
۴
به کارِ عشقِ تو در، هستم آن‌چنان بیدارکه کارِ من همه بی‌خوابی است و غمخواری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth