شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۲۶ - و قال ایضاً

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لبالبست دهانم زماجرایی چندکه جز که با لب خود با کسی نیارم گفت
۲
شکایتی که از ابنای عصر هست مرابگویم و نکنم شرم، نی نیارم گفت
۳
زبان زنطق فرو بسته ام بمهر سکوتنه آنکه طبع ندارم، بلی نیارم گفت
۴
زیم آنکه نماندست دوستی محرمز صد هزار غم دل یکی نیارم گفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth