خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۱۲۵ - وله ایضا یمدحه و یهنّیه بالزّفاف
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو خیل زنگ بیار استند صفّ جدالسپاه روم هزیمت گرفت هم در حال
۲
فلک کلاه زر اندود برگرفت از سرجهان بسفت درافکند عنبرین سربال
۳
نگاه کردم و دیدم عروس گردون راشده چمان و خرامان بعزم استقبال
۴
فرو گذاشته بر عارض منوّر روزذوابۀ شب تار از برای زیب و جمال
صفحهٔ ۱ از ۱۴