شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۱۲۹ - و قال ایضا فی الجربات

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کوه بلاشدست ز رنج جرب تنمبیچاره من که کوه بناخن همی کنم
۲
رگهای من چو چنگ برون آمده ز پوستپس من بناخنان خود آن رگ همی زنم
۳
چون چوب خرگهست برو برپشیزهاانگشتهای کژ شده چون درهم افکنم
۴
از بهر آنکه نیست گهرهای من خوشابهردم هزار دانۀ نا سفته بشکنم
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth