خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۱۴۶ - وقال ایضاً یمدحه
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این ابر نم گرفته ز دریای بی کراندرد دل منست، در او اشک من نهان
۲
وین رعد شرح حال دل من همی دهدکز برق هر زمانش پر آتش شود دهان
۳
در تیغ آفتاب نماندهست حدّتیکز سنگ که نمیزندش هیچ بر فسان
۴
از آفتاب گرچه میان زمین و چرختیغ خلاف بودی آهخته هر زمان
صفحهٔ ۱ از ۱۴