خلوتی با کمالالدین اسماعیل
شمارهٔ ۱۴۷ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید صدر الّدین عمر الخجندی
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی بحلقۀ زلف تو نرخ جان ارزانبرسته های غمت درّ اشک نقد روان
۲
شکنج زلف ترا روزگار در چنبرمثال خطّ ترا آفتاب در فرمان
۳
نهفته چشم تو در نوک غمزه تیغ اجلنوشته خطّ تو بر لب برات امن و امان
۴
خط و عذار تو مشروح کارنامۀ حسنلب و دهان تو بیرنگ نقش جان و روان
صفحهٔ ۱ از ۲۱