شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۱۶۰ - ایضاً له

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بزرگوارا! صدرا! تو از تن آسانیخبر نداری از رنج بی نهایت من
۲
نگویی آخر بی آنکه او گناهی کردچرا دریغ بود از فلان عنایت من
۳
دمی نباشد کز صوب بی عنایتیتبرید عزل نیاید سوی ولایت من
۴
قفای محنت بسیار میخورم بی آنکه روشنست بنزدیک کس جنایت من
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth