شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال‌الدین اسماعیل

شمارهٔ ۱۶۳ - و قال ایضاً

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زهی رسیده بجایی که بر سپهر بریندعای جان تو گشتست ورد روح امین
۲
بسان سوزن نظّام نوک خامۀ توهمی کشد سوی هم عقدهای درّ ثمین
۳
مگر که لیق دویتت شود، در این سوداهمی بپیچد بر خویش زلف حورالعین
۴
باستراق حدیث تو در منافذ گوشهزار رهزن اندیشه کرده اند کمین
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth